جعفر شهرى باف
207
طهران قديم ( فارسى )
بازار عطرفروشها بازار عطرفروشها از پيچ سه راه مسجد شاه به طرف سبزهميدان بود تا ابتداى بازار بزرگ يعنى بازار بزازها كه اجتماع عطرفروشها در آن واقع شده بود . دكانهاى خوش منظره با قفسههاى كم عمق شيشه كرده ، همراه جعبه آيينههاى زيبا كه داخل آنها از چهار طرف آيينه شده بود و جرزكوبهاى جالب آلوده به عطر كه بوى اين بازار از چندين ده قدمى به مشام مىرسيد . جميع عطريات ايرانى و فرنگى و مشك و عنبر و گلاب و عود و سعد و حسن لبه « 1 » و تمام خوشبوها كه مردان و زنان و صاحبان ذكر و رياضات « 2 » را به كار مىآمد در اين بازار به فروش مىرسيد . اين بازار نيز در خيابانكشىها خراب شده پيادهرو و قسمتى از كف خيابان بوذرجمهرى گرديد و تصنيف زير از زمان يادگارىهاى وجود و رونق و بيا و برو آن بازار مىباشد : اى مشكفروش سر بازار ! ليلى صفتى مىگذرد دست نگهدار - از بهر خدا ، بهر رسول دست نگهدار - ريزه بالا ريزه . دستاش كوچيكه نميتونه ببريزه ، پاهاش كوچيكه نمتونه گريزه - ماچش بكنى لك ميشه از بسكى لطيفه ، دستش بزنى ميشكنه از بسكى ظريفه ، ريزه بالا ريزه ، چه دلچسب و لذيذه ، چه زيبا و تميزه ،
--> ( 1 ) . سعد و حسن لبه ؟ دو گياه و ريشهى خوشبو كه در آتش ميريختند . ( 2 ) . در رياضات علوم غريبه مانند احضار اجنه و شياطين و ارواح و همچنين رياضات چلهنشينى و ديگر امور از اين قبيل و نوشتن بعضى تعويذات ، دودكردنىهايى لازم مىآيد كه آن را « بخورات » مىگويند .